برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
این هفته تعطیل بودم ، یکی از بی خودترین برنامه هایی که میشد داشت .... ی برنامه خانوادگی کسالت بار .... ولی تموم شد از شنبه نقاب بر چهره سرکار حاضر میشیم ... امروز خیلی دلم گرفته بود ... خیلی وقته اصلا دلم وا نمیشه اینکه میگم امروز یعنی بیشتر از همیشه خیلی خیلی .... تنها جایی که میشناسم که برم پیش مامان... تمام طول جاده اشک ریختم .... رسیدم پیش مامان خلوت بود پرنده پر نمیزد .... دراز کشیدم پیشش و باهاش حرف زدم ولی جوابم نداد ...دلم میخواست مثل وقتایی که
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی
برچسب:
نویسنده: رها سامانی